تبليغاتX
دوست دارم دیووووووونه

دوست دارم دیووووووونه

اگر روزي مردم ، تابوتم را سياه کنيد ، تا همه بدانند سياه بخت بودم ، روي سينه ام تکه يخي بگذاريد تا به جاي دوستدارانم برايم گريه کند ، چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند چشم انتظار دوستدارانم بوده ام ، ودستانم را ببنديد تا همه بدانند خواستم ولي نتوانستم ...

عشق ، يعني … عشق يعني مستي ديوانگي عشق يعني با جهان بيگانگي عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني سر به دار اويختن عشق يعني اشک حسرت ريختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن.

دوثت دارم دوصت دارم دوسط دارم دوثط دارم دوصط دارم دوست دارم. خلاصه همه جوره دوست دارم...

عشق تو بر دل من بار گرانيست و من بي تحمل شده از بار گرانت شده ام، آنقدر دلبر و دلدار و فريبا نشدي مکن اين فکر که مجنون زمانت شده ام، دو سه روزيست که رفتي و دلم آزاد است، آري آزاده ترين مرد جهانت شده ام، اشکم از ديده فرو ريخت و رسوايم کرد، حرف آخر...تو کجايي؟ نگرانت شده ام
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 0:9  توسط البرز  | 

دقت کردي همه چيذاي خوب خانوم هستند مثل خورشيد خانوم. مهتاب خانوم پروانه خانوم ولي همه چيزاي بد اقا هستند مثل اقا سگه اقا دزده اقا گاوه

برو پايين . . . سر کار نيستي برو پايين . . . يه خورده پايين تر . . . آها... حالا برو بالا... نه نرو ... چون بالا بري پايين بياي من دوستت دارم!!!

شب بهت اس ام اس دادم که بگم : دنيام تاريکه مثل شب ، تنهام مثل ماه ، کوچيکم مثل ستاره ، اما دوستت دارم قد آسموني که اندازه نداره

چند تا جمله ناب : 1-مرام فقط مرام گاو چون نگفت من گفت ما 2- صفا فقط صفاي مورچه كه هر وقت گريه كرد هيچكس اشكش نديد 3- رفيق فقط كلاغ نه بخاطر سياهيش به خاطر يه رنگيش 4- معرفت فقط معرفت كرم نه به خاطر كرم بودنش به خاطر خاكي بودنش 5- يه رنگي فقط يه رنگي ديوار كه هرچي مردو نا مرده بهش تكيه ميدن جاخالي نميده

دل تو اولين روز بهار... دل من آخرين جمعه سال... و چه دورند و چه نزديک به هم!

ماه من پرده ازآن چهره زيبا بردار / تا فلک لاف نيايد که چه ماهي دارد

انگار پاي ثانيه ها لنگ مي شه / وقتي دلي براي دلي تنگ مي شه

قصه ي عشق من و تو به قشنگي خياله
من و تو ماهي و آبيم که جداييمون محاله

هميشه نگاهي را باور کن که وقتي از اون دور شدي در انتظار باشه.

امروز بهترين ساعتم رو شکستم... چون لحظه هاي بي تو بودن را به رُخم مي کشيد.
من از ساعت متنفرم، که جاي خالي تو را به رخ دلتنگي هايم مي کشد!

از بچگي بهم ياد دادند که هر ساعت 60 دقيقه است و هر دقيقه 60 ثانيه...
ولي کسي نگفت که هر ثانيه بدون تو 100 ساله.

 

هر وقت تو زندگي رسيدي به جايي که يه در بزرگ با يه قفل گنده داره اصلا نترس!
چون اگه قرار بود باز نشه به جاي در، ديوار مي ذاشتن.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 0:5  توسط البرز  | 

بنال اي دل که درد عشق آرد بمير اي دل که مرگ زندگاني است دلي خواهم که از درد عشق بنالد اشک ريزد

نه از خاکم نه از بادم نه در بندم نه آزادم نه آن ليلاترين مجنون نه شيرينم نه فرهادم فقط مثل تو غمگينم فقط مثل تو دلتنگم اگر آبي تر از آبم اگر همزاد مهتابم بدون تو چه بي رنگم بدون تو چه بي تابم...

بازيچه دست يار بودن عشق است در پنجه غم شکار بودن عشق است در محکمه اي که يار باشد قاضي محکوم طناب دار بودن عشق است

مي توان در غربت داغ کوير گاه آن ابري که مي باريد شد

هر انساني لبخندي از خداست؛ تقديم به تو که زيباترين لبخند خدايي!

مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم... مرگ آنست که از خاطر تو محو شوم

جاده خوشبختي تقريبا هميشه مسدود است؛ لطفاً کمي حوصله کنيد تا به مقصد برسيد.

خدايا به آنان كه ادعاي عاشقي تو را دارند بياموز . . . كه بزرگترين گناه شكستن دل آدميان است

يک هميشه يک است . شايد در تمام عمرش نتواند بيشتر از يک عدد باشد اما بعضي اوقات مي تواند خيلي باشد . يک نگاه . يک سرنوشت . يک خاطره . يک دوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 0:3  توسط البرز  | 

امروز بهترين ساعتم رو شکستم... چون لحظه هاي بي تو بودن را به رُخم مي کشيد.

راز عشق را در نگاهت باز کن
عشق من را در دلت آغاز کن
گر هوس کردي مرا در نزد خود
يک اس ام اس بده از ما ياد کن

و کسي مي گويد سر خود بالا کن ، به بلندا بنگر. به بلنداي عظيم به افق هاي پر از نور اميد و خودت خواهي ديد و خودت خواهي يافت خانه ي دوست کجاست... خانه دوست در آن عرش خداست ، خانه ي دوست در آن قلب پر از نور خداست و فقط دوست ، خداست...
گفتي که دگر در تو چنان حوصله اي نيست
گفتم که مرا دوست نداري گله‌اي نيست
رفتي و خدا پشت و پناهت به سلامت ب
گذار بسوزد دل من مسئله‌اي نيست

حال من خيلي عجيبه دوست دارم پيشم بشيني
من نگاهت کنم و تو تو چشام عشقو ببيني
اولش گفتم يه حسه يا يه احترام ساده
اما بعد ديدم که عشقه آخه اندازش زياده...

 

هر شهري يه شاهي داره و هر شاهي يه تاجي... پس ما شاه هستيم و شما تاج سر!!

زندگي عشق است عشق افسانه نيست آنکه عشق را آفريد ديوانه نيست عشق آن نيست که کنارش باشي عشق آنست که به يادش باشي...
مهم اين نيست که قشنگ باشي ، قشنگ اينه که مهم باشي! حتي براي يک نفر...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 0:1  توسط البرز  | 

چشمانت را دوست دارم

شب را دوست دارم بخاطر تاريکی....

 

تاريکی را دوست دارم بخاطر تنهايی...

 

تنهايی را دوست دارم بخاطر فکر کردن ...

 

فکر کردن را دوست دارم بخاطر تو...

 

تو را دوست دارم بخاطر چشمانت...

 

چشمانت را دوست دارم 

بخاطر قطرات اشکی که ميدانم بر سر مزارم خواهی ريخت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 23:51  توسط البرز  | 

گفت: مي خوام برات يه يادگاري بنويسم گفتم: كجا؟ گفت : رو قلبت گفتم مگه ميتوني ؟ گفت : اره سخت نيست ‌‌ آسونه گفتم باشه بنويس تا هميشه يادگاري بمونه يه خنجر برداشت گفتم اين چيه ؟ گفت : هيسس ساكت شدم گفتم : بنويس چرا معطلي خنجرو برداشت و با تيزي خنجر نوشت دوستت دارم ديوونه اون رفته ؟ خيلي وقته؟ كجا ؟ نميدونم اما هنوز زخم خنجرش يادگاري رو قلبم مونده
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 12:39  توسط رسول  | 

هرگز نگو كه دوست داري اگر حقيقتا به آن اهميت نمي دهي درباره احساساتت سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد هرگز دستي را نگير وقتي قصد شكستن قلبش را داري هرگز نگو براي هميشه وقتي مي داني كه جدا مي شوي هرگز به چشماني نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري به كسي نگو كه تنها اوست وقتي در فكرت به ديگري فكر مي كني هرگز قلبي را قفل نكن وقتي كليدش را نداري هرگز سلامي نده وقتي مي داني كه خداحافظي در پيش است ولی تو این کار رو با من کردی!
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 20:39  توسط رسول  | 

ای کاش کودک بودم

اي كاش كودك بودم ،تا بزرگ ترين شيطنت زندگيم نقاشي روي ديوار بود. اي كاش كودك بودم ، تا از ته دل مي خنديدم، نه اينكه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم. اي كاش كودك بودم ، تا در اوج ناراحتي و درد با يك بوسه تو، همه چيز را فراموش مي كردم
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 14:45  توسط رسول  | 

به خاطر تو

پرسید به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 14:43  توسط رسول  | 

دلم برات تنگ شده

دلم برات تنگ شده.....اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نميكنم ...... ميدوني چرا؟؟ آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم....رد احساست روي دلم جا مونده ... ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم...........چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من نيستي؟؟آره!خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با مني....ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....آخه...تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من....براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطر ت. صداي مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم
حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم.. به اين تنهايي دل بستم...حالا ميدونم كه اين تنهايي خالي نيست...پر از ياد عشقه.. پر از اشكهاي گرم عاشقونه

ببخشید اگه یه مدت تو این پست ایرادی بود
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 14:12  توسط رسول  | 

عشق از دیدگاه 3 ملت!

اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است "ايتاليايي ها ميگن: "عشق يعني ترس از دست دادن تو ! " ايراني ها ميگن : "عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 14:10  توسط رسول  | 

این هم روش های دوست دختر آزاری

امروز میخوام با بچه هایی که دوست دختر دارن و می خوان بهش ضد حال بزنن حرف بزنم.

پس با ۱۰+۱ راه حل من اینکارو بکنید.

۱- همیشه دوست دخترتون رو با اسم دوست دختر قبلیتون که اونم میشناسه صدا کنید و (بعد معذرت بخواهید) 

۲-  وقتی از جایی که با هم چیزی خوردید و شما حساب کردید بیرون اومدید بگید:اصلا ارزش نداشت و فقط پولتون رو دور ریختید.

۳-آخر نامه ها مثله این تازه به دوران رسیده ها زرت و زورت ننویسید (دوستت دارم)

۴- ولنتاین مسافرت باشید.

۵- همیشه یک شاخه گل بهترین هدیه هست.

۶- وقتی موهاش بلنده بهش بگید کوتاه کنه و اگر کوتاه کرد بگید: الان فهمبدم هیچ مدل مویی بهت نمیاد. بلند که بود قشنگتر بود.

۷- به بهانه ی ترافیک ۳۲ دقیقه و ۱۴ ثانیه دیر برید سر قرار.دانشمندان در آخرین تحقیقات خود ثابت کرده اند که اگر دیرتر از این زمان بروید پشمک مورد نظر (آی کیو همون دختره دیگه) محل را ترک خواهد کرد و اگر زود تر بروید پررو میشود.

۸- فقط از رنگ صورتی بدتون میاد (مورد استفاده در ۹۹/۹۹ درصد از مواقع)

۹- از مزه ی رژ لب چندشتون میشه (وا!!!!!!!!!)

۱۰ - همیشه در سوگ یکی از امامان و معصومین (ع) باشید. بنابراین موها را شبیه آناناس کرده (نوعی مدل مو) و به اندازه ی دو مشت ریش در زیر چانه داشته باشید. این ترفند در میان پسرها با کلاس جلوه کرده و دختران را می آزارد. (بسیار مجرب) 

۱۱- بهش بگید من تو رو از آیدا - فاطمه- شیلا - پارمیدا و ..... بیشتر دوست دارم اصلا تو فقط یه دونه ای.
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 11:53  توسط رسول  | 

کسانی که از رفتن برق خوشحال می شن

این روز ها رفتن برق به نوعی عادت تبدیل شده. شدت برق رفتن در پایتخت کم شده در عوض در شهرستان ها بیشتر شده (این جمله رو بر اساس استدلال استقرایی یا تجربی گفتم شاید درست باشه شاید اشتباه)

بهرحال برخلاف اکثریت عده ای واقعاً با رفتن برق بالا و پایین می پرند و عشق می کنند؛

۱-دو دره بازها. مخصوصاً در بانک ها و اداره جاتی که نیاز به کامپیوتر و برق برای راه انداختن کار ارباب و رجوع هست.

۲- تعمیراتی های لوازم خانگی. خوب هی برق میاد هی برق می ره. به سیم پیچی و آی سی و مدارها فشار می یاره و خراب می کنه و این تعمیراتی ها رو پولدار.

۳- دارندگان و فروشندگان باطری ها خانگی (UPS). فروشندگان مشتری بیشتری پیدا می کنند و برای خریدش بوسیله مشتری ها توجیه غیرقابل انکاری دارند. خریدارها هم حسرت پولی که خرج کردن و این باطری ها رو خریدن نمی خورند. خلاصه با خودشون حال می کنند و آینده نگری خودشون رو تحسین.

۴- لپ تاپ داره ها. همه لپ تاپ ها باطری دارند. وقتی برق می ره کل سیستم ها با هم خاموش می شه الا لپ تاپ ها. خوب اینجاست که لپ تاپ دارها مورد توجه قرار می گیرن.

۵- دست فروش های داخل پارک ها. برق رفته. حداقل تا ۲ ساعت هم نمی آید. ملت به پارک های نزدیک محل سکونتشون پناه می یارن. بهرحال هوای اونجا خنک تر و فضا دل بازتر. دست فروش ها هم در این میون سودی می برند.

۶- مخالفین و منتقدین دولت نهم. خوب دیگه همین که برق میره، انگار برق اونا وصل شده مثل رادیو پخش شروع به حرف های تکراری می کنند؛ آقا مدیریت نداریم. آقا همش وعده می دن. آقا برنامه نداریم. آقا داریم جهان چهارمی می شیم. آقا همه سر کاریم.

۷- کسانی که کم خوابی دارند. واقعاً هستند در میان مردم افرادی که دچار کم خوابی شده اند ولی به اصرار خود را به گونه ای مشغول می کنند که وقت خوابی برایشان باقی نمی ماند. خوب وقتی برق می رود، مخصوصاً شب ها که نور از خانه ها با رفتن برق می رود، با خیال راحت می خوابند.
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 0:1  توسط رسول  | 

روش های دوست پسر پیدا کردن :دی

روش جوادي: يه بار يه جايي که توي ديد طرف باشه و بتونه با دو تا شليک خودشو بهت برسونه يهو غش مي کني و ولو مي شي کف زمين.پس از چند دقيقه هذيون گفتن راجع به اينکه پسر پسر اصغر قصاب اومده خواستگاريت اما تو نمي خواهي به اون شوهر کني/ مثلا به ضرب آب قند به هوش مي آيي و وقتي چشمت به طرف مي افته يهو بغضت مي ترکه و د گريه. وقتي خوب گريه هاتو کردي و پاشدي که بري طرف کلي اصرار ميکنه که برسونت.اما از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه مي افتي که بري اما يجوري راه مي ري که مطمئن بشي طرف مي تونه تا خونتون تعقيبت کنه... تا اينجا تو کار خودتو کردي اما از اينجا به بعدش ديگه با اوس کريمه.

روش ياهو مسنجري: اين روش اخيرا کاربرد زيادي پيدا کرده و عمدتا هم به خاطر اينه که لازم نيست مستقيم توي چشماي طرف نگاه کني و اين براي آماتورها هم کمک خبلي بزرگيه.از ايکونهاي گوگولي مگولي هم مي توني براي رسوندن مفهوم استفاده کني.اما بديشم اينه که بعضي وقتها توي چت يه سو تفاهم هايي پيش مي آد که خر بيار و باقالي بار کن!! نکته:اين روش فقط وقتي کاربرد داره که مطلب بطور صريح ادا بشه اما به علت اينکه هيچ موجود اناثي اصولا اين کاره نيست پس بهتره که اصلا قيدشو زد!

روش بچه خر خوني: همون داستان جزوه و اين که خودت واردي. نکته:متاسفانه از اونجايي که مجموع دو متغير زيبايي و خر خوني در مورد دختر جماعت هميشه يه مقدار ثابته بنابراين بهتر که روي اين روش خيلي حساب نکني!

روش خرکي: جلوي يکي از اين لندکروز سياهها بوسش مي کني که بدونه بخاطر بد بخت کردنش همه کار مي کني.

روش مذهبي خفن: چهل شب جمعه جلوي در خونتون رو جارو مي کني و آجيل مشکل گشا پخش مي کني . تو ي اين مدت به هر چي امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل ميشي و نذر مي کني که اگه حاجتت روا شد هر شب تو سقا خونه آس مم تقي يه شمع روشن کني ...ايشالا که حاجتتو ميگيري. نکته:خواهر التماس دعا(براي زدن مخ امير اين روش توصيه ميشه)

روش از ما بهتران: لازم نيست کاري بکني. فقط انتخاب کن!

روش بچه مثبت: طرف و به يه کافي شاپ دعوت مي کنيو اونجا خيلي معقول و منطقي مساله رو بهش مي گي.اونم احتمالا يه فرصتي مي خواد که فکر کنه و بعدشم ايشالا که بعله رو مي گه. نکته:تا حالا چيزي خنده دار تر از اين شنيده بودي؟

روش عرفاني: ميري لب چشمه که آب بياري مي بيني از قضا اونم انجاست.يه جوري که انگار حواست نيستپات مي خوره به کوزه طرف و کوزه خورد و خاکشير مي شه.بعد لپات گل مي اندازه و با عجله کوزتو پر مي کني و ميري. اينجاست که طرف با خودش فکر مي کنه: اگر با من نبودش هيچ ميلي چرا ظرف مرا بشکست ليلي خلالصه خيالت تخت باشه که کارت درسته! نکته: اين روش در طي تاريخ امتحانشو بخوبي پس داده و بنا براين بسياري از کارشناسان و صاحبنظران معتقدن که بحران امروز ازدواج در اثر لوله کشي شدن آب بوجود اومده .

روش لوس گري: يه دفعه يه سوسک مي بيني و بنا ميذاري به جيغ! آ ي جيغ نکش کي بکش.طرف هم که وضع و اينطور مي بينه به هر قيمتي شده سوسک و به ديار باقي مي فرسته. حالا تو همچين تحويلش مي گيري که انگار شير شکار کرده! و بعدشم مثلا از ترس سوسک يه مدتي خودتو بهش مي چسبوني و ازش جدا نمي شي! اگه کارا تا اينجا خوب پيش بره ما بقيش تضمين شدست (نكته:برادارايه عزيزهميشه سوسك همراتون باشه).

روش شهرستاني: يه بار با چشم گريون و تن لرزون طوري که طرف بشنفه براي دوستت درد دل مي کني که چطوري وقتي داشتي مي اومدي يه پسره ي چشم نا پاک تو رو ديد زده و بهت متلک پرونده. بعدشم هقي مي زني زير گريه. اينجاست که ديگه رگ غيرت طرف باد مي کنه و حساب يارو با کرام الکاتبينه! نکته: اگه کار به خون و خونريزي نکشه مي توني روي موفقييت حساب کني. اما اوصولا زندگي با اين آدم توصيه نمي شه.
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 23:53  توسط رسول  | 

محاکمه عشق

جلسه محاكمه عشق بود و قاضي عقل

 

 


و عشق محكوم به تبعيد به دورترين نقطه مغز شده بود
فراموشي يعني
قلب تقاضاي عفو عشق را داشت
ولي همه اعضا با او مخالف بودند
قلب شروع كرد به طرفداري از عشق

آهاي چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي ديدن اونو داشتي
اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي
و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد
حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟

اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند همه
تنها عقل و قلب در جلسه مادند
عقل گفت :ديدي قلب همه از عشق بيزارند
ولي من متحيرم كه با وجودي كه عشق بيشتر از همه تو را آزرده

چرا هنوز از او حمايت ميكني !؟
قلب ناليد:كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود
و تنها تكه گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند
و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعي باشم
پس من هميشه از او حمايت خواهم كرد حتي اگر نابود شوم

من از طرز نگاه تو اميد مبهمي دارم نگاهت را مگير از من كه با آن عالمي دارم

اگه خواستي تودل يكي جابگيري يكي رو انتخاب كن كه دل بزرگي داشته باشه

تا واسه اينكه تو دلش جابگيري مجبور نشي خودتو كوچيك كني

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 15:12  توسط البرز  | 

راز عشق

در زمانهای بسيار قديم وقتی هنوز پای بشر به زمين نرسيده بود .

فضيلت ها وتباهی ها در همه جا شناور بودند .

آنها از بيکاری خسته و کسل شده بودند. روزی همه فضايل و تباهی ها دورهم

جمع شدندخسته تر و کسل تراز هميشه !!

ناگهان ذکاوت ايستاد و گفت :((بياييد يه بازی کنيم مثلآ قايم باشک.))همه

از اين پيشنهادشاد شدند و ديوانگی فورآ فرياد زد من چشم ميگذارم من چشم ميگذارم

واز آنجايی که هيچ کس نمی خواست به دنبال ديوانگی بگرده همه قبول کردند

اوچشم بگذارد وبه دنبال آنها بگردد.

ديوانگی جلوی درختی رفت و چشم هايش را بست وشروع به شمردن کرد1

...2...3همه رفتند تا جايی پنهان شوند.

لطافت , خود را به شاخ ماه آويزان کرد.

خيانت , داخل انبوهی از زباله پنهان شد.

اصالت , در ميان ابرها مخفی شد.

هوس , به مرکز زمين رفت.

طمع , داخل کيسه ای که خودش دوخته بود رفت .

و ديوانگی مشغول شمردن بود,79...80...81.

همه پنهان شدند به جز عشق که همواره مردد بود ونمی توانست تصميم بگيرد.

در همين حال ديوانگی به پايان شمارش ميرسيد 95...96...97.

هنگامی که ديوانگی به100 رسيد عشق پريد و در بين يک بوته گل رز پنهان شد.

ديوانگی فرياد زد دارم ميام و اولين کسی که پيدا کرد تنبلی بود وسپس لطافت را يافت

که به شاخ ماه آويزان بود.

دروغ ته درياچه , هوس در مرکز زمين , يکی يکی همه را پيدا کرد به جزعشق .

او از يافتن عشق نااميد شده بود.

حسادت درگوشهايش زمزمه کرد:تو فقط بايدعشق را پيدا کنی واوپشت بوته گل رزاست.

ديوانگی شاخه ای را از درخت کند و با شدت وهيجان زياد ان رادر بوته گل رز فرو کرد

ودوباره ودوباره تا با صدای ناله ای متوقف شد,عشق از پشت بوته بيرون آمد با

دستهايش صورت خود را پوشانده بود از ميان انگشتانش قطرات خون جاری بود.

شاخه به چشمان عشق فرو رفته بود و او نمی توانست جايی را ببيند.

او کور شده بود.

ديوانگی گفت:((ای وای من چه کردم من چه کردم, چگونه ميتوانم تورا درمان کنم؟))

عشق پاسخ داد:((تو نمی توانی مرادرمان کنی اما اگر می خواهی کاری بکنی

, راهنمای من شو.))

و اينگونه بود که عشق کور شد وديوانگی همواره همراه اونه
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 15:5  توسط البرز  | 

عشق از ديد مردم

عشق از دید حاج آقا : استغفر الله باز از این حرفای ناموسی زدی .
( جمله ی عاشقانه : خداوند جوانها رو به راه راست هدایت کند . )


عشق از دید دختر حاج آقا : آه ... خدایا ینی میشه بدون اینکه بابام بفهمه عاشق بشم . ( جمله ی عاشقانه ندارد )


عشق از دید بقال سر کوچه : والا زمان ما عشق مشغ نبود ننمون رفت و این سکینه خانوم رو واسمون گرفت.
( جمله ی عاشقانه : سکینه شام چی داریم ... )


عشق از دید اصغر کاردی ( در زندان ) : مرامتو عشقه ، عشقی
( جمله ی عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی ... )


عشق از دید یه دختر مدیوم کلاس و کمی بی غم : آه عزیزم کاش الان پیشم بودی و بغلم میکردی ... سرمو میذاشتم رو شونه هات ... 
( جمله ی عاشقانه : دوست دارم عزیزم... )


عشق از دید ... ( خودتون الان میفهمید کی ) : عزیزم تو که عاشقمی پس چرا هزینه ی عمل کردن دماغمو نمی پردازی ... برای ناهار بریم سورنتو ، سالی با دوستش هم قراره بیاد ... دوستش واسش ماتیز ( به قول بعضی ها دوو مونگل ) گرفته ولی تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوست دارم پراید بگیری ...
( جمله ی عاشقانه : عزیزم گوشی سونی میخوام ... راستی دوستت دارم )


عشق از دید کسی که بار اوله عاشق میشه : عزیزم باور کن بدون تو حتی یه لحظه هم نمیتونم زندگی کنم ، تو واسم همه دنیا هستی ...
( جمله ی عاشقانه : فدات شم عزیزم خیلی دوست دارم )


عشق از دید کسی که بار اولش نیست : عزیزم خیلی دوست دارم باور کن به خاطر تو شب ها با پای برهنه میخوابم ...
( جمله ی عاشقانه : آه عزیزم دیرم شده باید برم )


عشق از دید بعضی ها : آه خدا ینی میشه بیاد خواستگاریم ...
( جمله ی عاشقانه : یا علی بن مهزیار 1000 تومن نذرت میکنم بیاد خواستگاریم )


عشق از دید بابا : آخه پسر عشق واسه تو نون و آب میشه ... حالا بگو ببینم باباش چه کارست؟ .....
( جمله ی عاشقانه : برو با دختر حاج آقا ازدواج کن )


عشق از دید احمدک : عشق تنها هدف آفرینش هستی است ، زیرا انسان تنها موجودی است که عاشق میشود .
( جمله ی عاشقانه : .............................. )


عشق از دید مادرها : وا مگه تو امسال کنکور نداری ، عشق واسه بعد ، وا مگه تو فلان نداری عشق واسه بعد ، وا مگه تو بهمان نداری عشق واسه بعد ....
(جمله ی عاشقانه : جملات عاشقانه ای هنوز بیان نشده است )


عشق از دید کسی که در عشق شکست خورده است : عشق یعنی کشک
( جمله ی عاشقانه : برو کشکتو بساب ) 
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 14:59  توسط البرز  | 

اشک

می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟

چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی

اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای

از دستش بدی.....!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 13:59  توسط رسول  | 

یادت باشه

يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره... . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره... يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم .... يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره .... يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش مي گیریم
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 13:58  توسط رسول  | 

اعتقاد دارم

بکوش تا زیبایی در نگاه تو باشد نه در آنچه که مینگری،

 آينده متعلق به کساني است که زيبايي روياهاي خويش را باور دارند،

 من به خورشید اعتقاد دارم,

حتی اگر ندرخشد من به عشق اعتقاد دارم,

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 13:55  توسط رسول  | 

برای دیدن تو نقره ی ماهو چیدم

تا اسمون هفتم به خاطرت دویدم

برای دیدن تو اسمون شکافتم

ستاره چشیدم تا طعمشو شناختم

برای دیدنت

تو خارا سجده کردم

به جای چشم ابرا سوختم و گریه کردم

برای دیدن تو پاییز شدم شکستم

برف زمستون شدم رو بامتون نشستم

برای دیدن تو از دریا ها گذشتم

دور ضریح عکست شب تاسپیده گشتم

برای دیدن تو شدم مث پنجره

اشاره ات محال از یاده چشام بره

برای دیدن تو سوار مو جا شدم

برای دیدنت عمری مسافر شدم

برای دیدنت خط کشیدم رو تقدیر

نگات مثل یه صیاد منو کشید به زنجیر

برای دیدن تو سنگا رو شیدا کردم

طلسما رو

شکستم را ها رو پیدا کردم

برای دیدنت تو جنگلا گم شدم

بازیچه ی نگاه ساکت مردم شدم

برای دیدن تو خیلی چیزا شنیدم

خیلی کارا رو کردم اما تو رو ندیدم

برای دیدن تو چه دردایی کشیدم

تبم رسید به خورشید

تموم شدم پریدم

برای دیدن تو از خواب و گل پروندم

چه شبها مثل مجنون تو دشت و صحرا موندم

برای دیدن تو چه قصه ها که داشتم

سرو و رو شونه ی رنج چه روزا که گذاشتم

برای دیدن تو قامت غصه خم شد

انگار که

قطی اومد هر چی به جز تو کم شد

برای دیدن تو نیاز نبود بگردم

تو هر جا با من بودی پس تو رو پیدا کردم

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 13:52  توسط رسول  | 

و عشق نزدیک است....

امروز از  گنجشک ها شنیدم که روزهای شادی نزدیک است ،

 بوی مهربانی می آید و فاصله ها از بین میرود

امروز حصار های جدایی همه شکسته اند

و چشمه ها پر آبند

و عشق در همین نزدیکی ها پرسه می زند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 12:22  توسط البرز  | 

امتحان عشق

در جلسه امتحان عشق 

من مانده ام و یک برگه سفید

و یک بغل تنهایی ودلتنگی

درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمیشود !

در این سکوت بغض آلود

قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند !

وبرگه سفید

عاشقانه قطره را به آغوش می کشد

عشق تو نوشتنی نیست ...

در برگه ام کنار آن قطره

یک قلب کوچک میکشم !

وقت تمام شد

برگه ها بالا ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 12:19  توسط البرز  | 

آروم بدو

موقعي که داري واسه بدست آوردن کسي ميدوي آروم بدو چون شايد يکي هم داره واسه بدست آوردن تو ميدوه ..........

اینو با تو بودم خانومی
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 14:57  توسط رسول  | 

عشق چیست!

از دبیر دینی پرسیدم عشق چیست گفت حرام است.
از دبیر هندسه پرسیدم عشق چیست گفت نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان می گردد
از دبیر تاریخ پرسیدم عشق چیست گفت سقوط سلسله ی قلب جوان
از دبیر زبان پرسیدم عشق چیست گفت همپای کلمه ی LOVE است
از دبیر ادبیات پرسیدم عشق چیست گفت محبت الهی است
از دبیر علوم پرسیدم عشق چیست گفت عشق تنها عنصری است که بدون اکسیژن می سوزد
از دبیر ریاضی پرسیدم عشق چیست گفت عشق تنها عددی است که هیچ وقت تنها نیست
از دبیر ورزش پرسیدم عشق چیست گفت تنها توپی است که هرگز اوت نمی شود
از دبیر زبان فارسی پرسیدم عشق چیست گفت تنها فعلی که ماضی و مضارع ندارد
از دبیر شیمی پرسیدم عشق چیست گفت تنها اسیدی است که درون قلب اثر می گذارد

حالا یکی به من بگه عشق چیه!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 14:57  توسط رسول  | 

تست خودشناسی

-با خانومتان دارید از یه مغازه لباس فروشی دیدن می کنید و ایشون از یه لباس ۲۵۰۰۰۰ تومنی خوشش میاد. 

الف-زود با هم به داخل مغازه میرید و تمام حقوق یه ماهتو  دودستی به صاحب مغازه تقدیم میکنی و تا آخر اون ماه باید غذاهای طبیعی از قبیل باد و نور و هوا و … بخورید! 

ب-تا خانوم میاد اون لباسو نشونت بده خودتو به کوچه علی چپ میزنی ،انگار نه انگار که با تو بوده و یه جوری مثل برق و باد از اونجا دورش میکنی و تا اون لباس از مد نیفتاده به اون منطقه بر نمیگردی! 

۲-با خانومت داری میری رستوران.موقعی که به رستوران می رسید: 

الف- مثل ذلیلا میرید جولو و دو دستی در رو براش باز میکنید که احتمالاً اونایی که از اونجا رد میشن فکر میکنن جنابعالی پادو تشریف دارید! 

ب-بهش دستور میدین هر چه زودتر در رو باز کنه ،این جمله را همچین بش میگیدکه نتونه حتی در این مورد فکر کنه! 

۳-خونتون مهمون دارید:

الف- زود پا میشید و واسه خنده مهمونا هم که شده مثل دست و پا چلفتی ها واسه شون چایی میریزید و میارین. 

ب-با قیافه کاملاًجدی و مردانه(جنم دار) اشاره میکنید خانومتون هر چه زودتر برای شما و مهمونا چایی بیاره>

۴-یه روز تعطیل باحال: 

الف- با همسرتون میرید بیرون و اونروز مثل علاف ها تو خیابون ول میگردید!و شب گرسنه و تشنه میاین خونه و یه چیز حاضری میخورید تا صبح کله سحر برید سر کار! 

ب-بدون توجه به همسرتون شب قبل از روز تعطیلی با دوستاتون قرار میزارید تا فردای اونروز برید گردش و کلی حال کنیدو بعد از ظهرشم برید استخر و اگه همسرتون هم زیاد حرف زد فوری می فرستیدش خونه مامانش اینا! 

۵-خانومتون رفته عروسی و شما با دوستاتون تو خونتون جمع شدید.که یه دفعه حانومتون مثل جن بسم الله وارد اتاق میشه! 

الف-یهویی خودتونو گم میکنید و به دوستاتون میگید اصلاًنخندن و حتی با هم صحبت نکنن و زود میرین پیش خانومتون و التماس میکنید آبروتونو جولو دوستات نبره! 

ب-اصلاً انگار نه انگار خانومتون امده.با دوستاتون میگید و میخندید و خانومتون حتی جرأت نمیکنه بیاد سلام کنه!

۶-دارید تو تراس سیگار میکشید که یهو خانومتون سر میرسه:

الف-خودتونو گم میکنید و نمیدونید چیکار کنید.شایدم سیگارو قورت بدید و اونوقت باید پول ۱۰۰ باکس سیگار رو بدید واسه دوا درمان! 

ب-برمیگردید و با قیافه حق به جانب- که البته همیشه حق با ما آقایونه –به خانومتون دستور میدید یه لیوان چایی واستون بیاره(چایی بعد از سیگار خیلی فاز میده!) 

۷-امروز قراره مادر زنتون با شصتاد تا از فامیلاش مثل قوم تاتار حمله کنن خونتون واسه ناهار: 

الف-اونروز رو مرخصی میگیرید و همش تو خونه میمونید و به همسرتون کمک میکنید تا مادر زن و کلیه قومش بیان برای قتل و غارت و چپاول… 

ب-ساعت ۲ اونروز که خانومتون زنگ زد کجا موندی…بهش میگی امروز سرت شلوغه و رییس گفته باید امشب تا ساعت ۱۱ اضافه کار بمونی وگرنه اخراجی!!! 

۸-تو شرکت نشستی و داری با منشی خوشگلت  گل میگی و گل میشنوی که یهو خانومت بدون در زدن وارد اتاقت میشه: 

الف-جولو منشیه به تته پته میفتی و رنگت مثل چغندر قرمز میشه 

ب-خانومتون رو از اتاق میفرستی بیرون و بش گوشزد میکنید وقتی میخواد بیاد تو باید در بزنه(اصل اول تمدن!) 

۹-ساعت ۲.۳۰ نصفه شب صدای بچه ۴ ماهتون شما رو از خواب بیدار میکنه و پی میبرید که آقا پسر گلتون دسته گل به آب داده: 

الف-زود پا میشید و در یک حرکت برق آسا بچه رو عوض میکنید طوری که خانم محترمتون اصلاً نفهمه و خواب شیرینش قطع نشه و شما هم تا صبح بوی خوب آقا پسرتون توی مشامتون بمونه! 

ب-همراه با بچتون و به صورت هماهنگ با اون شروع به داد زدن میکنید و این کار رو اونقدر ادامه میدین تا بالاخره همسرتون بیدار بشه و همه کارا رو انجام بده، چون هر چی باشه اونه که بچه رو به دنیا اورده و خودشم مسئول خرابکاریهاشه!!!!! 

توضیحات: 

برای هر پاسخ الف ۰ امتیاز و برای هر پاسخ درست گزینه ب ۲ امتیاز در نظر بگیرید… 

اگر امتیاز شما از ۱۵ به بالا بود: 

آقا تبریک میگم.شما یک مرد نمونه هستید. در عین حال انسانی فهیم ،منطقی ،تابع نظم،با کمالات، شریف و خانواده دوست! هستید! همسرتان به شما افتخار میکند!!! 

ایول بابا تو دیگه هستی!در تمام مراحل زندگیت آدم موفقی هستی! 

اگر امتیاز شما بین ۱۵-۵ بود 

شما مردی هستید که کمی به همسرتان رو میدهید.در عین حال مرد چندان موفقی نیستید و تزلزل شخصیت دارید!دلیلش هم گوش کردن به حرف همسرتان است!باید به خود بیاید و شکوه و اقتدار یک مرد را به خاطر بیاورید…. 

اگر امتیاز شما کمتر از ۵ بود 

خاک بر سرت!آخه به تو هم میگن مرد؟!؟!آبروی هر چی مرده بردی.مرده!جسد!مرده شور ریختتو ببرند.ایکبیری!امیدوارم هر چی زودتر سقط شی!خجالت نمیکشی نشستی اینجا واسه من تست هم میدی؟!؟!؟

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 17:31  توسط رسول  | 

رفتار مردها و برداشت زن ها

اگر خانمتان را بر بالای یک سکو بگذارید و از او در مقابل موش ها محافظت کنید...شما یک مرد هستید
اگر در خانه بمانید و کارهای خانه را انجام بدهید...شما یک مرد لوس و مامانی هستید

اگر به شدت کار کنید...برای او اهمیت قائل نیستید که برایش وقت صرف نمی کنید
اگر به اندازه کافی کار نکنید...مفت خوری هستید که به درد هیچ چیز نمی خورید

اگر او یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشد...شما قصد بهره کشی اقتصادی از او را دارید
اگر شما یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشید...بهتر است تنبلی را کنار بگذارید و کار مناسب تری پیدا کنید

اگر شما شغل بهتری گرفتید...پارتی بازی شده
اگر او شغل بهتری بگیرد...به خاطر توانایی های بالایش بوده

اگر به او بگویید که چقدر زیباست...این نشان دهنده خواست های جنسی شماست
اگر سکوت کنید و چیزی نگویید...این بی اهمیتی شما را نسبت به او می رساند

اگر گریه کنید...آدم بی عرضه ای هستید
اگر گریه نکنید...بی احساس و بی عاطفه هستید

اگر بدون مشورت با او تصمیم بگیرید...شما یک متعصب خودخواه هستید
اگر او بدون مشورت با شما تصمیم بگیرد...یک خانم لیبرال و آزادمنش است

اگر از او خواهش کنید که به خاطر شما کاری را که دوست ندارد انجام دهد...این امر سلطه جویی و دیکتاتور بودن شما را می رساند
اگر او از شما یک چنین درخواستی داشته باشد...انجام آن لطف و مرحمت شما را می رساند

اگر از هیکل و اندام زیبایشان تعریف کنید...منحرف هستید
اگر تعریف نکنید...شما را هم جنس باز تلقی می کنند

اگر از آنها بخواهید که موهای پایشان را تمیز کنند و هیکل خود را روی فرم نگه دارند... شما یک مرد شهوتران هستید
اگر نخواهید...شما اصلا رمانتیک نیستید

اگر به خودتان برسید...خودبین و از خودراضی هستید
اگر این کار را انجام ندهید...یک فرد ژولیده و نا مرتب هستید

اگر برای او گل بخرید... این کار را برای دستیابی به چیزهای دیگر انجام داده اید
اگر نخرید...احساسات او را درک نمی کنید

اگر به پیشرفت های خود افتخار کنید...انسان جاه طلبی هستید
اگر این کار را نکنید...اصلا بلندپرواز نیستید

اگر او سر درد داشته باشد...خسته است
اگر شما سر درد داشته باشید...می خواهید به او بفهمانید که دیگر دوستش ندارید

اگر او را زیاد بخواهید...شهوتران هستید
اگر نخواهید...پس حتما پای یک خانم دیگر در میان است

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 17:29  توسط رسول  | 

در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر  ١٠  ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت ميزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن  سراغش رفت.

 

پسر پرسيد: بستنى با شکلات چند است؟

 

خدمتکار گفت: ٥٠ سنت

 

پسر کوچک دستش را در جيبش کرد، تمام  پول خردهايش را در آورد و شمرد. بعد پرسيد:  بستنى خالى  چند است؟

 

خدمتکار با توجه به اين که تمام ميزها پر شده بود  و عده‌اى بيرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن ميز ايستاده بودند، با بی‌حوصلگى گفت  : ٣٥  سنت 

 

پسر دوباره سکه‌هايش  را شمرد و گفت:

 

 براى من يک بستنى بياوريد.

 

خدمتکار يک بستنى آورد و صورت‌حساب را نيز روى ميز گذاشت و  رفت. پسر بستنى را تمام کرد، صورت‌حساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت  کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تميز کردن ميز رفت، گريه‌اش گرفت. پسر بچه روى  ميز در کنار بشقاب خالى، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود

 

يعنى او با پول‌هايش می‌توانست بستنى با شکلات بخورد  امّا چون پولى براى انعام دادن برايش باقى نمی‌ماند، اين کار را نکرده بود و بستنى  خالى خورده بود!!

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 17:27  توسط رسول  | 

بوسه

بوسه اسم است، چون عمومي است .. بوسه فعل است، چون هم لازم است هم متعدي .. بوسه حرف تعجب است، چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند .. بوسه ضمير است، چون از قيد انسان خارج نيست .. بوسه حرف ربط است، چون 2 نفر را به هم متصل ميکند ...
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 17:13  توسط رسول  | 

گریه کردن

گريه کردن مي تواند علت هاي گوناگوني داشته باشد. از جمله:

1- نوزادان از گريه به عنوان ابزار بقا استفاده مي كنند. گريه كودكان يك وسيله ارتباطي با مادر بوده و از طريق آن طلب كمك مي كنند.

علل اصلي گريه نوزادان: گرسنگي، پوشك خيس و كثيف و يا نامناسب، نياز به نوازش و بغل کردن، دل پيچه ، سرما و گرماي شديد، كسالت و بي حوصلگي، استرس، محيط شلوغ، درد و جلب توجه مي باشد.

2- علل گريه در افراد بزرگسال عمدتا شامل غم و اندوه(49درصد)، شادي و خوشي(21درصد)، خشم(10 درصد)، همدردي(7درصد)، اضطراب(5درصد) و ترس(4درصد) مي باشد.

3- انسان ها براي تحت تأثير قرار دادن ديگران و برانگيختن احساسات و ترحم آنها نيز متوسل به گريه مي شوند.
فوايد گريه كردن:

1- هنگامي كه دچار استرس هيجاني مي شويم، مغز و بدن ما شروع به توليد تركيبات شيميايي و هورمون هاي خاصي مي كند. گريه كردن كمك مي كند تا اين تركيبات شيميايي زائد كه نيازي به آنها نيست از بدن حذف گردند.

2- اشك هاي احساسي در واقع مواد سمي اي را كه در پي استرس هيجاني در خون تجمع مي يابند را از بدن دفع مي كند.

3-اشك هاي احساسي سطح منگنز بدن را كاهش مي دهند. اين ماده معدني بر روي خلق و خو تأثير مستقيم مي گذارد. غلظت منگنز اشك احساسي 30 برابر بيشتر از منگنز موجود در خون است.

5- گريه مانند ادرار و تعريق باعث حذف مواد سمي  و محصولات زائد بدن مي شود.

6- گريه يك مكانيسم رايگان، طبيعي و قدرتمند براي كنار آمدن با درد، استرس و اندوه مي باشد.

7- هورمون هايي كه پس از استرس در بدن انباشته مي شوند به حد سطح سمي رسيده و باعث تضعيف سيستم ايمني بدن و ديگر فرآيندهاي بيولوژيكي مي شوند. اشك هاي احساسي به عنوان دريچه اطمينان براي قلب عمل مي كنند.
اشک

8- تركيباتي كه حين استرس در بدن تجمع مي يابد، با اشك خارج مي گردند. همين امر باعث كاهش استرس مي گردد. اين مواد شامل آندورفين(در كنترل درد مؤثر است)، پرولاكتين(در تنظيم توليد شير نقش دارد)، و آدرنوكورتيكوتروپين(يك نشانگر مهم استرس است)، مي باشند. سركوب گريه و اشك باعث افزايش استرس مي گردد.

9- نه تنها گريه باعث ارتقاي سطح سلامتي فرد مي شود، بلكه در افزايش حس تعلق در گروه نيز تأثير گذار بوده و موجب افزايش حضور و دخالت ديگران در تأمين رفاه فرد مي شود. اشك ريختن يك روش مؤثر در ايجاد ارتباط بوده و در برانگيختن حس همدردي و دلسوزي سريع تر ازهر ابزار ديگري عمل مي كند.

گريه به طور مؤثري بازگو كننده آن است كه شما در مورد يك دل نگراني خاص، صادق و بي ريا بوده و در كنار آمدن با آن مشكل مضطرب مي باشيد.

10- گريه عملي طبيعي، سالم و شفابخش است.

11- گريه در كاهش و جلوگيري از بيماري هاي مرتبط با استرس مؤثر مي باشد.

12- خنده و گريه دو ابزار كارآمد در كاهش استرس و رهايي ازاحساسات منفي مي باشند.

13- هنگامي كه گريه سركوب مي شود، هيجانات رها نمي شوند و خصايص شخصيتي مخرب همچون پرخاشگري بروز مي كنند.

14- به باور دانشمندان سركوب و امتناع از گريه، كار معقولي نيست. اما برخي افراد كه پس از مورد انتقاد قرار گرفتن، مشاجره با دوستان، مواجهه با ناكامي هاي كوچك فورا شروع به گريستن مي كنند، بايد به روانشناس مراجعه كنند، چرا كه معمولا علت اصلي اين نوع گريه ها اعتماد به نفس پايين و يا مشكلات رواني مزمن در فرد بوده و بايستي تحت درمان قرار گيرد.

15- انسان ها پس از گريه كردن، از لحاظ جسمي و رواني احساس بهتري پيدا مي كنند و در واقع سبك و خالي مي شوند.

16- گريه يك ابزار برقراري ارتباط است، يك زبان جهاني براي درخواست كمك و حمايت اجتماعي.

17- گريه به آزاد سازي آندورفين ها در جريان خون كمك مي كند. آندورفين ها تركيبات شيميايي اي هستند كه باعث بهبود خلق و خو و تسكين درد مي شوند.
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 17:4  توسط رسول  |